وصلت راه و مسکن به جدایی می‌کشد؟/ طنز

[ad_1]

نمی‌دانم فیلم جدایی نادر از سیمین را دیده بودید یا نه؟ حالا در نظر بگیرید که راه نادر است و شهرسازی هم شیرین و این دوتا می‌خواهند از هم جدا شوند. البته نه اینکه خودشان بخواهند بلکه اطرافیان و دخالت‌های بی‌مورد آن‌ها می‌خواهد این‌ها را از هم جدا کند.

مجله ساختمان- تشیار: اصلاً 6 سال پیش که راه و شهرسازی باهم وصلت کردند را به خاطر بیاورید
انگار همین 2000 روز پیش بود که رئیس دولت دهم تصمیم گرفت که برای وصلت راه و
ترابری با مسکن و شهرسازی پا پیش بگذارد و به‌قول‌معروف آستین بالا بزند.

منتقدان
هم مثل همیشه شروع کردند به انتقاد و بهانه‌جویی که این همه عجله در وصلت این دو
برای چیست حداقل کمی صبر کنید تا بیشتر باهم آشنا شوند و ببینند که اصلاً می‌توانند
باهم زیر یک سقف زندگی کنند.

عده‌ای دیگر می‌گفتند آخر راه با مسکن از دو طبقه
مختلف هستند و از دو جنس متفاوت هستند و نمی‌توانند همدیگر را درک کنند در حقیقت
هیچ تفاهمی باهم ندارند و خیلی زود کارشان به جدایی می‌کشد.

در مقابل موافقان وصلت راه و ترابری با مسکن و شهرسازی که عموماً خود
دولت دهم و خصوصاً خود رئیس دولت دهم بود می‌گفت: اولاً که خانواده دولت خیلی بزرگ
شده و نان‌خور هم زیاد دارد و چاره‌ای نداریم جز اینکه برای کوچک کردن دولت این دو
را باهم ممزوج کنیم. دوما که قرار نیست وقتی که می‌خواهد وصلتی صورت بگیرد از اولِ
اولِ اول باهم تفاهم داشته باشند وقتی‌که دو وزارتخانه زیر یک سقف قرار بگیرند خودبه‌خود
این هماهنگی و تفاهم به وجود می‌آید و آنقدر به هم عادت می‌کنند که دیگر اگر هم
بخواهیم آن‌ها را از هم جدا کنیم دیگر خودشان نمی‌خواهند. مثلاً در همین سر کوچه
ما یک میوه‌فروشی هست (همان که گوجه‌هایش را ارزان می‌دهد) شاید باور نکنید اما مغازه‌اش
دو دهنه کنار هم بود دو تا کنتور برق داشت دو تا کنتور آب داشت دوتا کنتور گاز
داشت خلاصه خیلی پرهزینه بود دو نفر هم باید پشت دخل قرار می‌گرفتند تا مغازه را
اداره کنند. اما چی شد؟ آمد و دو دهنه مغازه را باهم یک‌شبه ادغام کرد و کلی هزینه‌هایش
را پایین آورد به‌نحوی‌که می‌توانست گوجه‌فرنگی را از همه جای کشور ارزان‌تر
بفروشد که من به‌عنوان نوکر مردم و خدمتگزار مردم خبر ارزان‌فروشی آن را هم اعلام
کردم و گفتم همه بیایید از سر کوچه ما خرید کنید.

حالا من می‌خواهم چکار کنم؟ همین کار را می‌خواهم در وزارتخانه‌های
راه و ترابری و مسکن و شهرسازی انجام بدهم یعنی این دو دهنه وزارتخانه را باهم
ادغام کنم و یک وزارتخانه واحد تشکیل بدهم. نتیجه چه می‌شود؟ یک وزیر کم می‌شود و
کلی ساختمان اضافه می‌آید و کلی هزینه‌ها کم می‌شود و درنتیجه قیمت مسکن پایین می‌آید
و قیمت راه هم پایین می‌آید به همین راحتی.

بالاخره در تاریخ 31 خرداد 1390 وزارت راه و شهرسازی با وصلت دو
وزارتخانه راه و ترابری و مسكن و شهرسازی زیر یک سقف تشکیل شد و از همان روز اول
اختلاف و بگومگو بالا گرفت. راهی‌ها که مسکنی‌ها را قبول نداشتند باهم می‌خواندند:

من از راه اومدم، دلت خواست اومدم

من از راه اومدم، دلت خواست
اومدم

تو از بیراهه‌ها رفتی، تو چشم‌سیاه کجا رفتی

تو از بیراهه‌ها رفتی، تو چشم‌سیاه کجا رفتی

بايد سر به جنون زد، دل به خاک و خون زد

نرو از روزگارم، بی تو تمومه کارم

در مقابل مسکنی‌ها هم که خود را برتر می‌دانستند و انتظار داشتند که
در این ادغام دست بالا را داشته باشند و همه کاره وزارتخانه جدید باشند باهم می‌خواندند:

خونه اینجاست خونه من

جایی که هستی تو با من

خونه اونجاست که صداته

پر عطر نفساته

جایی که رو در و دیوار

همه جا نقش چشاته

پر رمزه پر رازه

همه ایثار و نیازه

خونه تو خونه من

این حریم پاک و روشن

تکیه‌گاه و سنگر من

قبله‌گاه و باور من

خونه‌ای که از من و تو

تا ابد می‌مونه باقی

خلاصه پس از کشمکش‌های زیاد این دو وزارتخانه با یکدیگر همخانه شدند و
پس از 6 سال که با خوب و بد همدیگر ساخته‌اند حالا به دلیل دخالت‌های اطرافیان
مجبورند که از همدیگر جدا شوند. حالا بازهم دودستگی ایجادشده است منتقدان می‌گویند
حالا که هزینه‌های این وصلت دو وزارتخانه سابق انجام شده نباید به جدایی آن‌ها
راضی شویم. تازه این دو باهم به تفاهم رسیده‌اند و دارند زندگی‌شان را می‌کنند آخر
چکار دارید که می‌خواهید آشیانه آن‌ها را به هم بریزید. موافقان می‌گویند هیچ فرقی
نکرده همچنان هزینه‌های آن‌ها بالاست و کوچک‌سازی انجام‌نشده و از اول هم این وصال
اشتباه بود. در این وسط هم واقعاً هم راه و هم مسکن مانده‌اند که باید چکار کنند
آیا جدا شوند و هرکدام به دنبال بخت خودشان بروند یا اینکه همچنان در زیر سقف
وزارت راه و شهرسازی بمانند و باهم بسوزند و بسازند و باهم بخوانند:

روزا که تو نیستی خونه

دلم برات پریشونه

صدای پا تو می‌شناسم

راه رفتناتو می‌شناسم

کلید که می‌ندازی به در

دل تو دلم نمی‌مونه

شبا که تو میای خونه

خونه قشنگه همخونه

گاهی شبا که دیر میای

از اینو اون دلگیر میای

من می‌میرم و زنده میشم

تا تو برسی به خونه

من که می‌میرم به خدا

یه شب تو خونه نباشی

حرفات همه شنیدنی

کاره‌ات تمومش دیدنی

صدای پاتو می‌شناسم

راه رفتناتو می‌شناسم

کلید که می‌ندازی به در

دل تو دلم نمی‌مونه

شبا که تو میای خونه

خونه قشنگه همخونه

منبع: ( مجله ساختمان- تیر96)

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *